تبليغاتX
عاشقانه

عاشقانه

عاشقانه

?ask ya tiyatro

Ask bir tiyatro dediler.herkese bir rol verdiler.en zoru bana nesipmis,önce sev sonra unut

dediler.benserolümü oynayamadim.seni sevdim ama unutamadim

               


عشق را تئاتری گفتند،هر کس را نقشی دادند،در این میان سخت ترین نقشها نصیب من شد،چرا که گفتند: 


ابتدا دوست بدار و سپس از یاد ببر،اما من نتوانستم نقشم را ایفا کنم،به تو دل بستمو ازیاد نبردمت



[ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 20:53 ] [ sina ] [ ]


عاشقانه


اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست



آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند
یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند


گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی / حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی

من که از یاد تمام آشنایان رفته ام / وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی





نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم / ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضیاییم



دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد
مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد


[ چهارشنبه 24 اسفند1390 ] [ 13:41 ] [ sina ] [ ]


اس چهار شنبه سوری (ترکی و فارسی)

حیاتینیز،

اود کیمی ایستی

سو کیمی آیدین

یئل کیمی آزاد،

و تورپاق کیمی برکتلی اولسون.

سون چرشنبه نیز موبارک!

چارشنبه سوری ده هر اود گؤرنده منی ده یاد ائله آخی سنین آیریلیقین دان یامان یانیر اوره ییم


یاناقلارینین قیرمیزی خاطیره سیله

گؤزلرینین ایشیلتیسیلا

دوداقلارینین یاندیرماغیلا

سئوگینین ایستیسیله

اود اوستوندن آتیلیرام

سنی سئویرم اود پارچاسی

ایلین آخیر چرشنبه سی موبارک


آتش روشن كردم وعهدكردم تا خاموش شدنش دعايت كنم ميدانم به آنچه

ميخواهي ميرسي چرا كه من  هربار يك هيزم اضافه ميكنم!

چهارشنبه سوریت مبارک.


خداجون

يه كاري كن امشب كه از رو آتيش ميپره يخ دلش آب شه بهم بگه

دستتوبده به من باهم بپريم!



[ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ 18:1 ] [ sina ] [ ]


جواب

دایی و خواهر زاده همدیگه هستن

اونایی که موافقن بعضا از این معما ها تو وب بذارم لطفا نظر بدن

[ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ 21:50 ] [ sina ] [ ]


سرگرمی و تست هوش

فکر کنین دو مرد وجود داره هر دو ازدواج کردن و هر کدوم یه فرزند دختر دارن زن هر دو میمیره مرد شماره یک با دختر مرد شماره دو   و مرد شماره دو با دختر مرد شماره یک ازدواج میکنه،هردو صاحب پسر میشن حالا این دو پسر با هم چه رابطه فامیلی دارن؟                


راهنمایی(با هم دو رابطه دارن)

جوابشو فردا یا پس فردا همین موقع میگم




[ سه شنبه 2 اسفند1390 ] [ 19:53 ] [ sina ] [ ]


عشق نام دیگر توست...

آن چنان صبورانه عاشقت شدم
و زیر درگاه خانه‌ات،
به انتظار گردش چشمانت نشسته‌ام
که نسیم هم حسودی می‌کند!
پیدا که می‌شوی

سرانگشتانم مست می‌شوند
سبز می‌شوند
من امشب
پروانه‌هایی را که
از دریچه‌های بارانی چشمانت پرواز کردند،
گردهم آوردم تا ببینند
که من دیوانه تو هستم
و چشم بسته کنار خیالت زندگی می‌کنم
تو در وجودم می‌رویی
آن چنانکه علف‌های تازه در لابه‌لای
سنگفرش‌های مخروبه‌ای می‌روید
من می‌آیم تا تو را بر شانه‌ام بگذارم
و از میان سایه‌های غلیظ تنهایی
و لحظه های عاجز زندگی بدون عشق
و سراب خاطره‌ها و روزمرگی لرزان
بیرون ببرم
آخر می‌دانی
جویباریست که به ابدیت می‌ریزد
همیشه و به هر شکلی به راه خود خواهد رفت
چیزی توان توقف آن را ندارد
عشق را می‌گویم

عشق...
عشق نام دیگر توست

[ دوشنبه 1 اسفند1390 ] [ 19:21 ] [ sina ] [ ]


عاشقانه و فلسفی

عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است /

بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است /

توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است /

.دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است

اگر احساس به خاموشی مطلق برسد / باز هم عاطفه ای هست میان من و تو .



تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم / کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم

 

عشق یعنی جسم و جانم مال تو / عشق یعنی پرسش از احوال تو /

عشق یعنی از خودم من خسته ام / عشق یعنی من ، به تو دل بسته ام .


گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم ، این بار که دلتنگی را بهانه کردم ،فردا را چه کنم؟


عزیزتر از جانم ، آسمان باش تا عمری برای دیدنت سر به هوا باشم .


هر وقت در فریب دادن کسی موفق شدی

به این فکر نباش که اون چقدر احمق بوده

به این فکر کن که اون چقدر به تواعتماد داشته . . .



گر به دولت برسی مست نگردی مردی

گر به ذلت برسی پست نگردی مردی

اهل عالم همه بازیچه دست هوسند

گر تو بازیچه این دست نگردی مردی . . .



عشق برای زن سرمایه ای است که تا صد در صد منفعت ندهد

آن را به کسی نمی سپارد . . .

(شکسپیر)

[ شنبه 15 بهمن1390 ] [ 12:34 ] [ sina ] [ ]


تقدیم به ساحل

يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد

اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد، دل مي گفت مقدسه عشق اون برام بسه ،از نگاش نفهميدم كه دروغه وهوسه، غصه خوردن نداره ،گريه كردن نداره، به يه قلب بي وفا دل سپردن نداره، آخر قصه چي شد، قلب اون مال كي شد اون كه از من پر گرفت چي مي خواستيم وچي شد، اوني كه مال تو بود اگه لايق تو بود تورو تنها نمي ذاشت، با خودت جا نمي ذاشت... اوني كه يار تو بود، اگه غمخوار تو بود، قلبش رو پس نمي داد دل به هر كس نمي داد

[ شنبه 5 آذر1390 ] [ 18:48 ] [ sina ] [ ]


یکی هست تو قلبم که هرشب واسه اون مینویسم و اون خوابه


نمیخوام بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه


یه کاغذ یه خودکار دویاره شده همدم این دل دیوونه


یه نامه که خیسه پر از اشکه و کسی بازم اونو نمی خونه


یه روز همینجا توی اتاقم یه دفعه گفت داره میره


چیزی نگفتم آخه نخواستم دلشو غصه بگیره


گریه میکردم  درو که می بست میدونستم که میمیرم


اون عزیزم بود نمی تونستم جلویه راشو بگیرم


میترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها


خدایا کمک کن نمیخوام بدونه دارم جون میکنم اینجا


سکوت اتاقو داره میشکنه تیک تاکه ساعت رو دیوار


دوباره نمیخوام بشه باور من که دیگه نمیاد انگار... 




[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 19:31 ] [ sina ] [ ]


هرگاه دفتر محبت را ورق زدی، هرگاه زیر پایت خش‌خش برگ‌ها را احساس کردی، هرگاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره خاموش دیدی، برای یک بار در گوشه‌ای از ذهن خود نه به زبان بلکه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر

[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 19:14 ] [ sina ] [ ]


ارسال شده توسط ساحل عزیز

یه صفحه سفید، به همراه یک قلم

این بار حرف ،حرف نگفته ست

یک حرف تازه

نه از تو ...

هی فکر می کنم

هی با قلم به کاغذ سیخ می زنم

اما

دیگر تمام صفحه ها معتاد نامت اند

انگار این قلم

جز با حضور نام تو فرمان نمی برد

در تمام صفحه های دفتر شعرم

در گوشه های خالی قلبم

در لحظه های تلخ سکوتم و فکرهام

چیزی به جز تو نیست که تکرار می شود
ارسال
مثل درخت در دل من ریشه کرده ای

[ سه شنبه 1 آذر1390 ] [ 19:11 ] [ sina ] [ ]


توصميمي تر از آني كه دلم مي پنداشت ، دل تو با همه آينه ها نسبت داشت ، تو همان ساده دل سبز نجيبي كه خدا ، درميان دل پاكت صدف آينه كاشت


گاهی دلم برای چوپان دروغگو می سوزد ، بیچاره 3 بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نما شد ولی ما هنوز صادق ترینیم!!!


زناشويي عبارت است از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي، سه سال جنگ و سي سال تحمل.(( تن))





[ سه شنبه 24 آبان1390 ] [ 16:15 ] [ sina ] [ ]